تبليغاتX
یک خانه چوبی تا خاک...
صفحه ای برای مردن
 

۱.چند روزه که آموزشی تمام شده و فردا باید خودم رو به " یگان جدید " معرفی کنم .

۲.با اینکه چند ساعت گذشته ولی هنوز از باخت " آرژانتین " شوکه ام .

۳.دلم برای تابوتم تنگ شده بود و آنهایی که خاک ریختند و آنهایی که " نریختند " .

۴.خیلی وقته که " ننوشتم " و خیلی دلم می خواد بنویسم . خیلی .

۵.کاش " آموزشی " هیچ وقت تمام نمی شد .

۶.کاش " زندگی تکراری "  باز شروع نمی شد.

 

+ در قبر گذاشته شد در روز  شنبه دهم تیر 1385ساعت 2:15  توسط احمد  |