تبليغاتX
یک خانه چوبی تا خاک...
صفحه ای برای مردن
 

 ۱. دیشب تو را در خواب کشتم و صبح پای حکم اعدام خودم را امضا کردم.

 ۲. خود کشی می کنم و تو به جرم قتلم دستگیر می شوی.

 ۳. تو مرده ای و من هنوز با جنازه ات می خوابم.

 ۴. تولدم را جشن می گیری با هدیه ای که خبر از مرگم میدهد.

 ۵. تو نیستی و غم در سرزمین وجودم مهمانی بر پا کرده.

+ در قبر گذاشته شد در روز  جمعه سی ام دی 1384ساعت 0:16  توسط احمد  | 

 

اینجایم !

ایستاده بر تلی از خاکستر.

پا بر تیغ می کشم و به فریب هر صدای دور دستمال سرخ دلم را تکان می دهم.

سیاه سیاهم استاد.

با زرد هماهنگم کن .گاه حجم یک کلاغ کنتراست یک تابلو را حفظ می کند.

+ در قبر گذاشته شد در روز  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 23:34  توسط احمد  | 

 

چقدر خوبه که مرگ برای آدم مثل مردن اسماعیل شبلی یه بوس کوچولوی فرمان آرا باشه :

" اگه وجدانت راحت و آسوده باشه مرگ مثل یه بوس کوچولوی یه فرشته روی گونه هاته "

اگه اینطور باشه این که دیگه مرگ نیست .این اوج خوشی و لذته.

نمیدونم رفتن من با یه بوسه کوچولوی یه فرشته خوشگله یا اخم وحشتناک یه پیرزن عجوزه ؟


خوش به حال اسماعیل شبلی. 

 

+ در قبر گذاشته شد در روز  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 2:26  توسط احمد  | 

جایی نزدیک جنگلهای لویزان - ساعت ۱۶ 

 روی برف دراز می کشم تا یک لکه سیاه باشم در این دریای سفید.

روی برف دراز می کشم به بهانه گرفتن عکس.که در این شهر شلوغ " بی بهانه خودت بودن " برای دیگران خنده دار است و مسخره.

روی برف دراز می کشم و رو به آسمان می گشایم تا صداقت و پاکی دانه های درشت برف  با تمام وجودم همآغوش شوند.

روی برف دراز می کشم و آسودگی لذت بخش و دست نیافتنی جدیدی را تجربه می کنم.

روی برف دراز می کشم و عجیب هوس سارا دخترک دوره گرد جوان با بارانی بلند و کلاه چرمی را می کنم که یک سال پیش درهمین شبهای برفی در کوچه پس کوچه های جردن ساز دهنی می زد و راه می رفت .

 ومن چقدر ساز دهنی دوست دارم.

و من چقدربرف دوست دارم.

ومن چقدر راه رفتن در برف دوست دارم.

ومن چقدر زمستان دوست دارم.

و من چقدر نبودن دوست دارم.

و من چقدر خاک دوست دارم.

و من چقدر بارانی دوست دارم.

و من چقدر ساز دهنی دوست دارم.

ومن چقدر...

+ در قبر گذاشته شد در روز  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 2:25  توسط احمد  | 

نه!

به کفر من نترس.

کافر نمی شوم هرگز

زیرا به نمیدانم های خود ایمان دارم.

+ در قبر گذاشته شد در روز  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 1:31  توسط احمد  |